|
زمزمه هاي عاشقانه عاشــــقی را شرط اول ناله و فریاد نیست ××× تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
| ||
|
کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت کاش می شدهر چه هست بر دفتر خوبی نوشت کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود کاین همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت [ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 12:13 ] [ محسن طاهرپوران ]
در من ترانه های قشنگی نشسته اند [ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 12:49 ] [ محسن طاهرپوران ]
ما ز هر صاحب دلی یک رسته فن آموختیم [ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 12:37 ] [ محسن طاهرپوران ]
هنگام سپیده دم خروس سحری [ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 12:36 ] [ محسن طاهرپوران ]
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم . [ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 12:34 ] [ محسن طاهرپوران ]
سرسبز دل از شاخه بریدم ، تو چه کردی ؟ افتادم و بر خاک رسیدم ، تو چه کردی ؟ من شور و شر موج و تو سرسختی ِ ساحل روزی که به سوی تو دویدم ، تو چه کردی ؟ [ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 12:28 ] [ محسن طاهرپوران ]
درميان من وتو فاصله هاست گاه مي انديشم مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري تو توانايي بخشش را داري دست هاي تو توانايي آن را دارد که مرا زندگاني بخشد چشمهاي تو به من مي بخشد شورعشق ومستي و تو چون مصرع شعري زيبا ،سطر برجسته اي از زندگي من هستي [ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 8:48 ] [ محسن طاهرپوران ]
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن [ یکشنبه شانزدهم خرداد 1389 ] [ 18:7 ] [ محسن طاهرپوران ]
یه عمریه دوستت دارم پنهونی هیچوقت نشد بپرسم كه مجنونی [ یکشنبه شانزدهم خرداد 1389 ] [ 16:40 ] [ محسن طاهرپوران ]
چه احساس نازنین و شیرینیه کسی که دوسش داری بشینی به چشاش نگاه کنی تا عمق وجودت،از یه گرمای عمیق آب بشه قلبت پر تپش بشه انگار که داره از سینت کنده میشه چه احساس عجیبیه وقتی بخوای با دستانت،صورتش رو حس کنی با موهاش بازی کنی از لباش... خدای منِ باور کردنی نیست اونی که میخوای دوسش داری عاشقشی کنارت باشه باهات باشه همراهت باشه هم پات باشه ای خدا منو به عشقم برسون
[ جمعه چهاردهم خرداد 1389 ] [ 16:1 ] [ محسن طاهرپوران ]
دیگر چگونه میتوان عشق را تفسیر نمود چگونه با کاغذ و قلم میتوان تجسمی از یک رویا را کشید که در آن عاشقانه ها نمایان باشد هرگز نخواهیم توانست آرزویی را آنگونه که هست بخواهیمش و درکش کنیم و من حقیر چگونه خواهم توانست دلتنگی ام را که روز به روز کثیر تر میشود و غمی که همچون کوه استوار در مقابلم مانده و خیال از هم پاشیدن هم ندارد را برایتان ترسیم کنم آنگونه که هست نمیتوانم دلتنگی ام را ثابت کنم که هر لحظه خاطرات را در ذهن تداعی می کنم و خیال جدایی هم ندارم عشق من تو نیز نمی توانی مرا و دلتنگی مرا بفهمی و من هم نخواهم توانست تو و دلتنگی تورا بفهمم این است که هیچ چیز در این دنیا مفهومی ندارد عشق من با اینکه دیواری میانمان فاصله انداخته اما هر لحظه که اشک در چشمانم حلقه میزند ود لتنگی ها را بیش از پیش حس می کنم باز هم آرزوی وصال را زمزمه میکنم چرا که هر دوی ما همچنان خود را پیش هم وبرای هم فرض میکنیم [ جمعه چهاردهم خرداد 1389 ] [ 15:55 ] [ محسن طاهرپوران ]
دورم از تو ای عشق قشنگم. ودل تنگم دلتنگ روزهای عشقی مون روزهایی که باعث حسرت همه بود همه ی اونایی که اکنون به خاطر فاصله ها در قلب سنگی شون بشکن میزنن گرچه از تو دورم اما با تو زنده ام و در خیال و رویا با توزندگی میکنم مهر تو بند جونمه با تو خستگی ندارم با تو به خدا رسیدم و خودم رو پیدا کردم لذت می برم از عاشقانه بودنها هر چندبی قراری و دلتنگی های زیادی دارد اما تنها با عشق است که میتوان به اعماق رفت و رازو رمزهارا کشف نمودتو عزیزی برای کویر قلبم مثل یک رود! تویی آرامش وجود من و همقدم وهمسفرمن در جاده ی زندگی. تورا نیاز دارم مثل نیاز گنجشک به آسمان! منی که قشنگ ترین و آرامش بخش ترین خاطرات را با تو دارم از تو تمنا میکنم از تویی که عشق را برای قلبم به ارمغان آوردی تمنا میکنم باز هم بمان ومرا در قلبت نگه دار ونگذارکه همه بیننده ی تنهایی و گریه های من باشند ای که به شیوه عشقی و به زلالی نگاه نگاهم کنن که نگاه تو آبیست بر روی آتش دل. [ جمعه چهاردهم خرداد 1389 ] [ 15:34 ] [ محسن طاهرپوران ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||